وقتی خداوند متعال بشر را خلق می کند، از همان بدو تولد ودیعه ای به نام حرارت غریزی را به انسان عطا می کند و آن را سرمایه حیات بشر در دنیا قرار می دهد و همان گونه که یک چراغ روغنی برای روشن ماندن نیاز به روغن دارد، انسان نیز برای ادامه حیات، نیاز به این حرارت دارد که به عنوان سوخت چراغ عمر هر فرد می باشد و به هر کسی قدر معلومی از آن ارزانی شده است و همان گونه که اگر صاحب چراغ روغنی، فیتیله آن را بالا بکشد باعث می شود سوخت چراغ به سرعت تمام گردد و چراغ خاموش شود. انسان نیز باید این حرارت را با تدبیر به بهترین حالت خرج نماید.
ورزش های سنگین نه تنها هیچ ارزش درمانی ندارند، بلکه یک نوع خودکشی محسوب می شوند و وقتی فردی چندین سال ورزش سنگین می کند عملاً فیتیله چراغ عمر خود را بالا کشیده و حاصل آن نور خیره کننده ای است که در ظاهر همگان را به حیرت درآورده است و اندام، قدرت و توان آن شخص مورد تحسین دیگران قرار می گیرد ولی اگر این شخص در سن 35 سالگی سکته کرد از لحاظ طب سنتی هیچ جای تعجبی نیست، چرا که خودش باعث شده است تا سوخت چراغ عمرش یعنی حرارت غریزی اش با سرعت زیاد به اتمام برسد.
اگر این حرارت تمام شد قوه حیوانی، قوه طبیعی و قوه نفسانی دیگر در کالبد تن نمی مانند و همه با هم می روند (خروج روح از بدن) .
اگر قوه حیوانی (روح حیوانی) فردی از کالبد تن او بیرون برود، به اصطلاح طب امروزی فرد دچار ایست قلبی می شود، اگر کار قوه نفسانی (روح نفسانی) شدیداً مختل بشود، منجر به مرگ مغزی می شود و اگر مثلاً کبد از کار بیافتد، قوه طبیعی (روح طبیعی) از بین می رود.
وقتی یک خواننده غربی در حین اجرای یک برنامه سرشار از شور و حرارت ناشی از موسیقی های جاز، رپ و... و مصرف مواد مهیج دارای ترکیبات آمفتامین می میرد، جای تعجب نیست چرا که این گونه موسیقی ها مخرب اعصابند و حرارت غریزی را هدر می دهند و قوه نفسانی از کالبد تن بیرون می رود.
همچنین فوتبالیستی که در حین بازی می میرد، قوه حیوانی او از تنش بیرون می رود. وقتی کسی از فرط هیجان و شادی، ذوق مرگ می شود ؛یعنی هیجان زیاد باعث شده که روح حیوانی وی از قلبش خارج شود و حرارت غریزی او سرد شود. به خاطر همین امر است که افراد اهل امساک مانند برخی از علما به سنین بالای 100 سالگی می رسند، چون لذت هایشان، هیجاناتشان، لذت خوردن، لذت جنسی و تمام لذایدشان تحت یک تدبیر و انظباطی خاص مدیریت می شود و فیتیله چراغ عمرشان معتدل روشن است.
طب سنتی در خصوص این گونه مرگ های ناگهانی، چنین دلایلی را دارد و ارتباط کاملاً تعریف شده ای را بین تن مادی با قوا و ارواح غیر مادی بدن می داند، ولی طب جدید در تحلیل این گونه مسائل در سکوت و ابهام فرو رفته است.
طب هندی، یونانی و چینی نیز مضامین و مفاهیم شبیه مفاهیم طب سنتی ایرانی را دارند.
اکثر افراد
پس از خوردن غذا یا آشامیدنی سرد با درد لحظهای در شقیقهها و پیشانی و
یا به اصلاح یخزدگی مغز خود رو به رو می شوند، تحقیقات اخیر دانشمندان علت
این امر را کشف کرده است
تحقیقات قبلی نشان می دهد که افرادی که از
میگرن رنج می برند بیشتر به حالت یخزدگی مغز نسبت به افرادی که میگرن
ندارند دچار می شوند، از این رو محققان فکر می کردند که هر دو گروه ممکن
است یک علت یا مکانیسم مشترک داشته باشند از این رو از یخزدگی مغز برای
مطالعه میگرن استفاده کردند
انجام
تحقیق روی سردردهایی چون میگرن دشوار است چرا که این سردردها غیرقابل پیش
بینی هستند. محققان نمی توانند یک نمونه را از آغاز تا پایان در آزمایشگاه
بررسی کنند. آنها می توانند داروهایی برای کاهش درد میگرن تجویز کنند اما
این داروها دارای عوارض جانبی است که می تواند در نتایج تأثیرگذار باشد
براساس گزارش لایو ساینس، در آزمایشگاه حالت یخزدگی مغز می تواند به عنوان
آغاز یک سردرد استفاده شود و از سوی دیگر این سردرد به سرعت خاتمه می یابد
و می توان آن را به عنوان یک رویداد کامل مورد بررسی قرار داد
محققان
این تحقیق را روی 13 داوطلب سالم با آب یخ انجام دادند، داوطلبان هنگامی که
همان احساس آشنای یخزدگی مغز را حس کردند دست خود را بالا برده و زمانی که
این درد ناپدید شد نیز بار دیگر دست خود را بالابردند
در این تحقیق
جریان خون مغز داوطلبان را از طریق فرآیندهای فراصوت مانند، در جمجمه دنبال
کرده و مشاهده کردند که جریان خون در مغز از طریق یک رگ خونی به نام رشته
مغزی قدامی افزایش می یابد، این رگ در میانه مغز پشت چشمها قرار دارد و این
افزایش جریان خود و در نتیجه اندازه این رگ بیشتر شده و درد یخزدگی مغز
احساس می شود
وقتی که این رگ به افزایش جریان خون پاسخ می دهد، درد از
بین می رود. این گشادی و تنگی سریع رگ خونی به نوعی حالت تدافعی مغز تعبیر
می شود