اهمیت بیت المقدس بین هرسه دین بزرگ الهی



بیت المقدس شهری که ازنظر پیروان هرسه دین بزرگ الهی مقدس است.

بیت المقدس یابه گفته یهودیان((اورشلیم)) ازنظر یهودیان این شهرپایتخت قدیم بنی اسرائیل ومحل معبد حضرت سلیمان(ع) است وازنظر مسیحیان زادگاه ومحل به صلیب کشیدن حضرت مسیح(ع) وازنظر اسلام اولین قبله گاه مسلمانان ومحلی است که حضرت محمد(ص) ازآنجا به معراج رفت.

حضرت نوح علیه السلام



حضرت نوح علیه السلام نخستین پیامبر بعد از حضرت شیث و ادریس است . او به کار نجاری اشتغال داشت و در چهل سالگی از سوی خداوند به رسالت مبعوث گردید. وی مسن ترین انبیا ویکی از پیامبران اولوالعزم است و قرآن کریم او را «ناصحِ امین» ، «عبدشَکُور» و «عبد غَفّار»معرفی می کند.



حضرت نوح علیه السلام ، پیوسته قومش را به عبادت و پرستش خدای یکتا دعوت می نمود و از پرستش بتها نهی می کرد و از عذاب روز بزرگ (قیامت و طوفان) برحذرشان می داشت. اَشراف خود کامه، که دارای روح شیطانی بودند،ضلالت و گمراهی خود را به نوح نسبت دادند؛ولی آن حضرت با ادب و متانت می فرمود:«من وگمراهی؟من فرستاده ای از جانب پروردگار جهانیانم که پیامهای الهی را به شما ابلاغ می کنم.» اما قوم حضرت نوح اعتراض می کردند که او فردی معمولی و عادی است و می گفتند:

«خدا باید فرشته ای را به پیامبری بفرستد.» آنها با تکبرو خود برتربینی او را دروغ زن و دیوانه می خواندند و پیروان او را یک مشت اراذل و اوباش بر می شمردند .



نوح علیه السلام پس از سالها تلاش برای هدایت مردم ، دستوریافت تا کشتی بسازد.او در شهر کوفه به ساختن کشتی بزرگی پرداخت،و خداوند به او وحی فرمود که نشانه عذاب و توفان ، جوشیدن آب از تنور است : حَتَّی إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهَا مِنْ کُلِّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَأَهْلَکَ إِلاّ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِیلٌ (سوره هود/۴۰) ؛ تا وقتی که فرمان در رسید و تنور فوران کرد .



بعضی از مفسرین و مورخین ، آیة فوق را به فوران آب از تنور خانه نوح تفسیر کرده اند و گفته اند، این همان تنوری بوده که حضرت حوا آن را برای پختن نان ساخته و تا زمان نوح باقی بوده است(۱). عده ای دیگر از مفسرین ، تنور را کنایه از «سطح زمین» بیان کرده اند؛ یعنی زمین فوران کرد(۲). از امام علی علیه السلام روایت شده که تنور به معنای فجر است؛ یعنی نور فجر به عنوان علامت توفان ، ظاهر شد .



احتمالاً توفان با فوران یا نزول سه آب آغاز شد :



۱٫ فوران آب گرم و جوشان از آب فشانهای زمین: وَفَارَالتَّنَّورُ…



۲٫ بارش باران سیل آسا از آسمان: فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ(سوره قمر/)۳٫

فوران آب از چشمه های زمین : وَفَجَّرْنَا الارْضَ عُیُونًا فَالْتَقَی الْمَاءُ عَلَی أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ(سوره قمر/۱۲).



نمونه چنین فورانی ، آب فشانها و چشمه های آب گرمی است که در فواصل معین ، آب از آن با شدت به خارج فوران می کند .این چشمه ها در سراسر جهان دیده می شوند . به عنوان نمونه آب فشان معروف پارک ملی یلواستون در ایالت وایومینگ آمریکا است که در هر ساعت یک بار فوران می کند .



در هر حال ، آب بسیاری که برای توفانی مقدر بود، به هم برآمد : فَالْتَقَی الْمَاءُ عَلَی أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ (سوره قمر/۱۲) به این ترتیب همه کره زمین را آب فراگرفت.



لنگرگاه کشتی نوح کجا است؟

در یکی از آیات قرآن آمده است : وَقِیلَ یَا أَرْضُ ابْلَعِی مَائَکِ وَیَا سَمَاءُ أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاءُ وَقُضِیَ الَامْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ(سوره هود/ ۴۴)؛ و گفته شد : ای زمین ! فرو خور آب خویش ، و ای آسمان ! بایست و مبار بیش از این، و(آن گاه ) آب کاسته شد و عذاب به پایان رسید و کشتی برکوه جودی قرار گرفت.



جودی ، به هرکوه و زمین سخت اطلاق می شود . در بعضی از تفاسیر ، به کوهی در موصل (یکی از شهرهای عراق) اطلاق شده که به ارمنستان منتهی می شود و به آرارات موسوم است.(۳). تورات ، محل فرود کشتی نوح را کوههای آرارات ذکر کرده است(۴) که «ماسیس» نام دارد و در اَرمنستان واقع شده است .



از شهرهای عمده ای که در دامنة کوه آرارات قرار دارد، نخجوان است .عده ای نام این شهر را با ماجرای سفینة نوح مرتبط دانسته اند؛ زیرا در زبان ارامنه «نَخ» به معنای کشتی و «جوان» به معنای جایگیر است .آنها معتقدند که حضرت نوح علیه السلام بعد از توفان در این شهر جای گرفت و به قولی دیگر ، نوح نبی علیه السلام در این شهر مدفون است و قبر همسرش نیز در مرند بر سر راه تبریز است.(۵)





پی نوشتها:

۱٫تفسیر المنار،چاپ مصر،رشید رضا،ص ۷۵٫

۲٫تفسیر انوار التنزیل، قاضی بیضاوی، ج ۱، ص ۴۶۸ .

۳٫تفسیر مجمع البیان علامه طبرسی ، ج ۵ ، ص ۱۶۵٫

۴٫تورات؛ سفر پیدایش ۸ : ۴٫

۵٫دایرة المعارف اسلامی ، ج۱ ، ص ۲۷۸٫

معنی کلمه لیسانس یا لیسه



اسم محله ای که ارسطو شاگرد افلاطون درآن زندگی میکرد ودرآنجا درس می داد وعادت داشت که هنگام درس دادن راه برود وبه همین جهت درس ارسطو((مشائی)) می خواندند یعنی مشی کننده یاراه رونده.

عشق افلاطونی (نظریه معروف افلاطون درباره عشق)



مفهوم عشق به طور کلی عبارتست از هر گونه سعی و کوشش برای رسیدن به خوبی و سعادت که بالاترین هدف است . اما در مورد کسانیکه از راههای گوناگون مثل تحصیل ، پول ، ورزش،فلسفه و ... بدنبال این هدف میروند کلمه عشق بکاربرده نمیشود و کسی اینگونه افراد را عاشق نمیداند و فقط در مورد عده معدودی که از راه مخصوصی بدنبال آن هستند نام کلی عشق بکار برده میشود.
بعضیها میگویند : کسانیکه در جستجوی نیمه دیگر خود هستند عاشق میباشند اما هدف عشق نه نیمه است و نه تمامی ، اگر این نیمه و تمام در عین حال خوب نباشد ، مگر نه اینست که مردم با رضا و رغبت به بریدن دست و پای خود تن در میدهند وقتیکه این دست و پا که اعضای بدن هستند فاسد و مضر شده باشند . پس صحیح نیست که بگوییم هر کسی در جستجوی آن چیزیست که متعلق به خودش میباشد مگر اینکه در عین حال معتقد باشیم که فقط خوبی است که متعلق به ما و خویش ماست . بنابراین آنچه مردم دوستش دارند جزخوب چیزی دیگر نمیباشد و بشر میخواهد برای همیشه مالک خوبی باشد و آنرا بدست آورد ، بطور خلاصه عشق عبارتست از اشتیاق به دارا شدن خوبی برای همیشه ، برای ابدی شدن عشق باید زیبایی و خوبی را تولید کرد خواه جسما" و خواه روحا" بنابر این بشر بدنبال زیبایی میگردد تا بتواند در او تولید کند و ابتدا فریفته زیبایی ظاهری میشود و فقط به یک زیبا دل میبندد و ازین دلبستگی افکار و اندیشه های زیبایی در او بوجود میاید و سپس متوجه میشود که زیبایی ظاهری یک فرد با دیگری یکیست وبنابراین اگر قرار باشد که بدنبال ظاهر باشد علت ندارد که یکی را بر دیگری ترجیح دهد و با این دریافت عاشق تمام کسانیکه زیبا هستند میشود ودیگر عاشق 1 نفر نیست ، زیرا یکی در نظر او کوچک و بی معنی جلوه میکند ، سپس متوجه زیبایی روح میشود و آنرا بمراتب بالاتر از زیبایی بدن خواهد شمرد. در این مرحله اگر کسی پیدا شود که روحی زیبا در عین به بهره بودن از زیبایی جسم داشته باشد دل در او خواهد بست و دائم متوجه افکارش میشود و بدین ترتیب به مرحله ای خواهد رسید که زیبایی عوالم معنوی و کوششهای اخلاقی را روءیت میکند . کسیکه زیبایی را طی این مراحل تجربه کند به زیبایی همیشگی و مطلق خواهد رسید و به اعتقاد افلاطون عشق رهبریست که ما را به سمت این زیبایی هدایت میکند و ازین جهت قابل ستایش است

خلاصه اینم از عشق افلاطونی

معنی کلمه آکــادمی



آکادمی نام باغی بوده در آتن که افلاطون در آن تدریس می کرد و کم کم با گذشت زمان معنای انجمن علمی یا فرهنگستان را به خود گرفت.وقبرش همانجابود.